گروه تحقیقاتی امام صادق علیه السلام
۸:۵۵:۲۵ - چهارشنبه ۳۱ خرداد ۱۳۹۶
داغ کن - کلوب دات کام Balatarin اشتراک گذاری در فیس بوک تویت کردن این مطلب
برهان نظم و اصول ترمودینامیک
آيا در طبيعت، در كل عالم طبيعت نه فقط اين عالم طبيعت كه ما در برهه اى از زمان در آن قرار گرفته ايم يا به لحاظ مكانى آن را مى شناسيم بلكه به طور كلى آيا كلّ اين عالم طبيعت فرآيند امورى است كه با يكديگر متلازم و متلائمند يا متنازع؟ اين بحث غير […]

آيا در طبيعت، در كل عالم طبيعت نه فقط اين عالم طبيعت كه ما در برهه اى از زمان در آن قرار گرفته ايم يا به لحاظ مكانى آن را مى شناسيم
بلكه به طور كلى آيا كلّ اين عالم طبيعت فرآيند امورى است كه با يكديگر متلازم و متلائمند يا متنازع؟
اين بحث غير از آن بحثى است كه در فلسفه پيش مى آيد كه آيا اين دار دار تلائم است يا دار تزاحم؛
و مراد از تزاحم در آنجا همان #تضاد_فلسفى است و منظور اين است كه آيا اين مجموعه يك هدف واحد را القاء مى كند ـ چه ما احساس تشنج در آن بكنيم و چه احساس آرامش ـ يا اينكه يك هدف واحد را القاء نمى كند؟

 براى روشن شدن بهترِ سؤال مثالى بزنم:
اگر كودكى در آشپزخانه بيايد و ببيند كه ظرفها به هم مى خورند، آب را روى آن باز مى كنند، اين ظرف را با سرعت آنجا مى گذارند و…
اگر واقعاً يك تصورى از مهمانى نداشته باشد از اين مجموعه، احساس بى نظمى و تزاحم مى كند.
اما اگر به امور آشپزخانه از ديد مهمانى نگاه كند، مى بيند درست است كه اينجا به نظر مى رسد يك بى نظمى و آشفتگى هايى در جريان است؛ اما در مجموع همه هدفى را برآورده مى كنند و آن هدف مثلا مهمانى اى است كه ما داريم.
حال ما در عالم طبيعت هم نظم مى بينيم، هم بى نظمى، بر خلاف آن چيزى كه قائلان به برهان نظم مى گويند در عالم طبيعت فقط نظم ديده نمى شود بلكه بى نظمى هم ديده مى شود.
بحث بر سر اين است كه اگر از اين آستانه كه هم در آن نظم ديده مى شود و هم بى نظمى بيرون آييم و سير كلّى تر امور را نظاره كنيم آيا اين مجموعه نظم هاى ظاهرى و بى نظمى هاى ظاهرى يك نظم كلّى ترى را تحقق مى بخشند يا خير، اگر هدف و نظم كلى ترى را برآورده نكردند، نظم هاى مقطعى كه ما مى بينيم در واقع بى نظمى است و اگر هدف كلى را برآورده كردند حتى بى نظمى هاىِ مقطعى در نظر ما در خدمت آن هدف است و بنابراين منظم است.

 روش طبيعت طبيعى است يا نه، يعنى آيا روش طبيعت بهنجار است يا نابهنجار و بى هدف است.
به نظر مى آمد كه علم تجربى نمى توانست درباره اين موضوع داورى كند تا وقتى علم  ترموديناميك پديد آمد. دانش ترموديناميك كه مبتنى بر چهار اصل است مى خواهد نشان دهد كه عالم طبيعت نابهنجار است و رو به فساد، يعنى نه تنها هدفى را برآورده نمى كند بلكه روز به روز آنتروپى پيدا مى كند و آنتروپى آن يعنى سايش تدريجى آن رو به فزونى است.
فرسايش تدريجى كه يكى از اصول چهارگانه ترموديناميك است، بيان مى كند كه جهان آهسته آهسته فرسوده مى شود و از بين مى رود و هيچ هدفى را برآورده نمى كند؛ پس روش آن روش غيرطبيعى است.
اين بحث براى برهانِ نظم سودمند است چرا كه برهان نظم به نظم هاى مقطعى اشاره مى كند، در حالى كه در كنار آنها يكسرى بى نظمى هاى مقطعى هم وجود دارد و بنابراين، با وجود اين نظم هاى مقطعى كار برهان به جايى نمى رسد بلكه برهان نظم بايد به دنبال نظم هاى كلى ترى باشد تا در كنار آن حتى اين بى نظمى ها هم معنا پيدا كند.

منبع : مصطفی ملکیان،تاریخ فلسفه غرب،جلد۳،صفحه ۱۱۶

تقریری که حکما و فلاسفه شیعی از برهان نظم ارائه داده اند، سوای این دیدگاه های جرئی هست، مراد اینان از نظم نه نظم جزئی، بلکه نظم کلی یا دقیق تر، نظام احسن می باشد که این بی نظمی های جزئی در کنار آن معنا پیدا میکنند!
این بی نظمی های جزئی، جزو همان نظم و نظامِ احسنِ کلی هست، لذا طرحِ بحث ترمودینامیک و اصل آنتروپی، هیچ خللی به برهان نظم وارد نکرده، بلکه تقریر حکما را تقویت میکند .

تبليغات
کانال تلگرام ما :