گروه تحقیقاتی امام صادق علیه السلام
۶:۴۰:۰۶ - چهارشنبه ۲۰ اردیبهشت ۱۳۹۶
داغ کن - کلوب دات کام Balatarin اشتراک گذاری در فیس بوک تویت کردن این مطلب
آشنایی با تفکرات پلید نیچه !
آشنایی با تفکرات پلید نیچه ! (قسمت اول ) ؛ نیچه و زنان خلقت زن دومین اشتباه خدا بود . Woman was the second mistake of God زنان مانند مار هستند (گمراه کننده اند) . Woman at bottom is a serpent منشاء هر شر و بدی در دنیا زنان هستند. from woman comes every evil […]

آشنایی با تفکرات پلید نیچه !

(قسمت اول ) ؛ نیچه و زنان

خلقت زن دومین اشتباه خدا بود .
Woman was the second mistake of God
زنان مانند مار هستند (گمراه کننده اند) .
Woman at bottom is a serpent
منشاء هر شر و بدی در دنیا زنان هستند.

from woman comes every evil in the world

منبع :

the Anti christ ,chapter 48

نیچه جز یک بار که مراجعه ای تلخ به یک فاحشه خانه داشت به طور کامل از زنان پرهیز می کرد .

منبع : کتاب فیلسوفان بدکردار،صفحه ی ۹۹ ،ترجمه ی احسان شاه قاسمی

negel Rodgers and Mel Thampson,philsophers Behaving Badly , London :peter owen publishers,2005,

کتاب چنین گفت زرتشت شاید حاوی زن ستیزانه ترین جملات باشد نیچه در بخش یکم کتابش در قسمت “درباره ی زنان پیر و جوان ” عبارتهای وحشتناکی را به کار می برد  :

۱:مرد راستین خواهان دو چیز است :خطر و بازی ،از این رو زن را همچون خطرناکترین  بازیچه می خواهد !

۲:مرد را برای جنگ باید پرورد و زن را برای دوباره نیرو گرفتن مرد ،دیگر کارها ابلهی است !

۳:شیرین ترین زن نیز تلخ است !

۴:مرد را از زن هراس باید آن گاه که زن بیزار است زیرا مرد تنها در ژرفای روان اش شریر است اما زن  بد ذات است !

۵-  بعد از گفتن این جملات پیرزن زرتشت را تایید می کند و می گوید می خواهد حقیقت کوچکی را به زرتشت هدیه کند

زرتشت :ای زن ،حقیقت کوچکت را به من بده  پیرزنک چنین گفت : به سراغ زنان می روی ؟ تازیانه را فراموش نکن !!

جالب است که بعد از حرفهای وحشتناکی که خودش درباره ی زنان زده است از پیرزن #حقیقتی را طلب می کند و آن پیرزن این جمله را می گوید و زرتشت هیچگونه مخالفتی با این جمله از خود نشان نمی دهد ! گویی این حرف پیرزنک در ادامه ی بدگویی های خود زرتشت درباره ی زنان نی باشد و بعنوان یک حقیقت پذیرفته می شود !

منبع : کتاب چنین گفت زرتشت ،ترجمه ی داریوش آشوری ،صفحات ۷۸تا۸۰

(قسمت دوم )

نیچه و نژاد پرستی : اگر کتابهای نیچه را مطالعه کرده باشید می دانید که نیچه بارها از این عبارت استفاده کرده است “نژاد برتر ”  که جهت رعایت اختصار دو نمونه را می آوریم :

نیچه : یهودیان ناب ترین نژاد در اروپا هستند !

“هنوز به هیچ آلمانی بر نخورده ام که نظر خوشی به یودیان داشته باشد …”اجازه ندهید هیچ یهودی تازه ای وارد شود ،بخصوص دروازه های شرق را ببندید (دروازه های اتریش راهم ) “این است فرمان غریزه ی ملتی که هنوز نوع او ضعیف و بی هویت است چنانچه نژاد قویتر اورا محو تواند کرد !

The Jews, however, are beyond a doubt the strongest, toughest, and purest race now living in Europe…”
یهودیان بی چند و چون قویترین و سرسخت ترین و ناب ترین نژاد در میان نژادهایی هستند که در اروپا زندگی می کنند

منبع : کتاب فراسوی نیک و بد ،ترجمه ی داریوش آشوری ،صفحه ی ۲۳۶

وی درباره نژاد اریایی در کتاب غروب بت هامی گوید :

These regulations are instructive enough: here we encounter for once Aryan humanity, quite pure, quite primordial – we learn that the concept of ‘pure blood’ is the opposite of a harmless concept.” (Twilight of the Idols, The “Improvers” of Mankind, Section 4)

این مقررات به اندازه ی کافی آموزنده هستند : در اینجا ما با یک نژاد آریایی روبرو می شویم، که کاملا خالص است ، دارای قدمت است ، ما یاد می گیریم خون پاک یک مفهوم بی ضرر نیست .

امیدواریم روشنفکرنماهای داخلی قبل از کپی کردن جملات نیچه به کتابهای خودش مراجعه کنند .

(قسمت سوم )

نیچه و ضدیت با اخلاق

به جرات می گویم اگر کسی به سراغ مفاهیمی که نیچه از اخلاق ارائه می کند برود به شدت از او متنفر می شود .

۱٫ تعریف نیچه از اخلاق طرز فكر خاص انحطاط پذيرفتگاني است كه با آرزوي كينه‌جويي برانگيخته شدند تا با زيان زدن به زندگاني انتقام خود را بستانند

منبع : نيچه فيلسوف فرهنگ، فردريك كاپلستون، ترجمة عليرضا بهبهاني و علي اصغر حلبي، (تهران: بهبهاني، ۱۳۷۱)،ص۱۶۵

۲ . نیچه در صحبتهای خودش صراحتا حمایت از انسانهای ضعیف را نکوهش می کند . او معتقد است انسانهای ضعیف باید حذف شوند . البته این دیدگاه نیچه توسط هربرت اسپنسر تحت عنوان بقای اصلح و در داروینیسم اجتماعی هم مورد بحث قرار می گیرد و جالب است بدانید تمام خداناباوران چنین اعتقادی دارند و فکر می کنند ضعیف ترها باید بنیرند تا قویترها باقی بمانند

نیچه به شدت از اخلاق مسیحیت متنفر بود زیرا معتقد بود در این اخلاقیات :
انساني كه واقعاً ضعيف و مريض است و بايد كنار  گذاشته شود، به عنوان يك انسان خوب و آرماني توصيف شده است و انسان قوي و سالم به عنوان انساني شرير و منفور شناسايي شده است!

فراسوي نيك و بد،‌ فردريش نيچه،‌ ترجمة داريوش آشوري،‌ (تهران: خوارزمي، ۱۳۷۳)، قطعة ۲۲۲ و ۲۶۰؛ اراده قدرت،‌ فردريش نيچه،‌ ترجمة مجيد شريف (تهران: جامي، ۱۳۷۷) قطعة ۲۰۵،‌ ۲۴۷،‌ ۲۵۲ و ۳۶۸؛ اينك آن انسان،‌ فردريش نيچه، ترجمة بهروز صفدري، (تهران: فكر روز، ۱۳۷۸) ص۱۸۱ ـ ۱۸۲؛ فلسفه اخلاق، ژكس،‌ص۱۱۲ ـ ۱۱۵ و نيچه فيلسوف فرهنگ، فردريك كاپلستون، ترجمة عليرضا بهبهاني و علي اصغر حلبي، ص۱۹۶ ـ ۲۰۴٫

۳٫ نیچه به برابری انسانها بایکدیکر معتقد نبود وي معتقد بود كه به جاي دم زدن از برابري انسان‌ها بايد به «انسان برتر» (ابرمرد) بينديشيم.

منبع : چنين گفت زرتشت، فردريش نيچه،‌ ترجمة مسعود انصاري،‌ (تهران: جامي، ۱۳۷۷)، ص۱۳۵ و ص۳۳۶ و اراده قدرت،‌ قطعة ۷۶۵، ۹۵۷ و ۱۰۰۱٫

“عدم تساوي ميان انسان‌ها و پذيرش وجود نوعي نابرابري طبيعي در ميان آنان يكي از مهم‌ترين اصول و مباني انديشه اخلاقي ‌نيچه‌ است. وي بر اين عقيده بود كه مردم از هيچ جهتي با يكديگر مساوي نيستند”

منبع : تاريخ فلسفه غرب، برتراند راسل،‌ ج۲، ص۱۰۴۹؛ و فلسفه اخلاق،‌ ژكس، ص۱۱۴٫

“فرياد برابري و مساوات را معلول ضعف و ناتواني طرفداران اين ايده مي‌دانست و به همين دليل بودكه با نظام دموكراسي كه اشراف و قدرتمندان را هم سطح مردمان عادي مي‌سازد،‌ به شدت، مخالفت مي‌كرد”

منبع : تاريخ فلسفه غرب، ج۲، ص۱۰۴۱ ـ ۱۰۴۲

۴٫اخلاق سروران و اخلاق بردگان

“نيچه‌ با توجه به همين تفكر طبقاتي خود و بر اساس اين دسته بندي‌اي كه از مردم ارائه مي‌دهد در بسياري از آثار خود از دو نوع اخلاق سخن مي‌گويد: اخلاق سروران و اخلاق بردگان”

منبع : چنين گفت زرتشت،‌ ص۱۳۷؛ فراسوي نيك و بد، قطعة ۲۶۰؛‌ ارادة‌ قدرت، قطعة ۲۶۸ و همچنين، ر.ك: تاريخ فلسفة‌،‌ كاپلستون، ج۷، ترجمة داريوش آشوري،‌ (تهران: سورش و علمي و فرهنگي، ۱۳۶۷)،‌ ص۳۹۱ ـ ۳۹۳؛‌ تاريخچة‌ فلسفه اخلاق، ص۴۴۴ ـ ۴۵۰

“نيچه‌ معمولاً از مردم عادي به عنوان مشتي بي‌سر و پا نام مي‌برد”

منبع : تاريخ فلسفه غرب، ج۲، ص۱۰۴۱

۵٫ معيار اخلاق نزد نیچه !

‌به طور خلاصه، نيچه بر اين باور است كه براي تشخيص فضايل و رذايل اخلاقي بايد ديد كه چه كاري موجب تقويت حس قدرت طلبي ما مي‌شود و چه كاري موجب تضعيف اين حس مي‌شود: كارهاي نوع اول، فضيلت و كارهاي نوع دوم، رذيلت به حساب مي‌آيند. خود وي در تعريف «خوب» و «بد» اخلاقي مي‌گويد:

نيك چيست؟ آنچه حس قدرت را تشديد مي‌كند، اراده به قدرت و خود قدرت را در انسان. بد چيست؟ آنچه از ناتواني مي‌زايد. نيك بختي چيست؟ احساس اين كه قدرت افزايش مي‌يابد؛ احساس چيره شدن بر مانعي. نه خرسندي بل قدرت بيشتر. … ناتوانان و ناتندرستان بايد نابود شوند: اين است نخستين اصل بشر دوستيِ ما. انسان بايد آنها را (يعني ناتوانان و ناتندرستان را) در اين مهم ياري كند. چه چيز زيان‌بخش‌تر از هر تباهي است؟ همدرديِ فعال نسبت به ناتوانان و ناتندرستان؛ يعني مسيحيت.

منبع : دجال، ص۲۶ ـ ۲۷٫

۶٫نیچه : ” عشق  به همنوع” در قیاس با ترس از همنوع همواره چیزی است فرعی و کمابیش قرار دادی و یکسره خیالی ^

منبع : کتاب فراسوی نیک و بد ،صفحه ی ۱۵۳،بخش درباره ی تاریخ طبیعی اخلاق نیچه رسما عشق به همنوع را یک خیال می داند !

۷٫ نیچه مطمئنا از هرجهت یک نخبه گرا بود او “اشراف قدرتمند” را تحسین می کرد و همدلی یهودی مسیحیان (و رواقیون و بودائیان) با ضعفا را نقد می کرد . این کار او چهره ی ناخوشایندی به نوشته های او می داد

منبع : فیلسوفان بدکردار ،نایجل راجرز و مل تامپسون ، صفحه ی ۱۳۴

(قسمت چهارم )

نیچه و پرورش هیتلر

۱٫ نتيجة‌ طبيعي رواج چنين ديدگاهي درباره اخلاق، ظهور جنايت‌كاران و سلطه‌جوياني مانند هيتلر (۱۸۸۹ ـ ۱۹۴۵) و پيدايش فاجعة جنگ جهاني دوم بود.

منبع : نيچه، جوزف پيتر استرن،‌ ترجمة عزت الله فولادوند، (تهران: طرح نو، ۱۳۷۳)، ص۱۲۳ و ۱۲۸٫

۲٫هيتلر تأثير پذيري خود را از ديدگاه نيچه و همچنين نظرية‌ تكامل داروين، چنين بيان مي‌كند: «اگر ما به قانون طبيعت احترام نگذاريم و ارادة‌ خود را به حكم قوي‌تر بودن به ديگران تحميل نكنيم، روزي خواهد رسيد كه حيوانات وحشي ما را دو باره خواهند دريد و آن گاه حشرات نيز حيوانات را خواهند خورد و چيزي بر زمين نخواهد ماند مگر ميكروب‌ها .

منبع : دانش و ارزش، ص۳۰؛ به نقل از Hitlers Table Talk

همانطور که در قسمت قبل مشاهده کردید نیچه به قویتر و ضعیفتر بودن افراد در اخلاقیاتش توجه ویژه ای داشت ! اکنون هیتلر هم صراحتا اعلام می کند که تحت تاثیر این ادبیات تمام آن جنایات را انجام داده است !!

۳٫Many political leaders of the twentieth century were at least superficially familiar with Nietzsche’s ideas.
Hitler more than likely became familiar with Nietzsche quotes during his time in Vienna when quotes by Nietzsche were frequently published in pan-German newspapers. Nevertheless, others point to a quote in Hitler’s Table Talk, where the dictator mentioned Nietzsche when he spoke about what he called “great men”, as an indication that Hitler may have been familiarized with Nietzsche’s work.

بسیاری از سیاستمداران قرن بیستم دست کم بصورت سطحی با عقاید نیچه آشنا بودند .

هیتلر بیشتر در طول اقامتش در وین با نظرات نیچه آشنا شد . آن هم زمانی که نقل قول هایی از از نیچه در یک روزنامه ی پان آلمانی منتشر می شد .  باهمه ی این ها نکته ی دیگری در صحبتهای هیتلر وجود دارد ،آنجایی که دیکتاتور(منظورهیتلر)به نیچه اشاره می کند آنجایی که هیتلر درباره ی ابرمرد صحبت می کند .

این نشانه ای از آشنایی هیتلر با کارهای (عقاید)نیچه است .

https://en.m.wikipedia.org

(قسمت پنجم /پایانی)

سرانجام نیچه دیوانه می شود !!

علت جنون و سردردهای عصبی فریدریش نیچه چه بود ؟

این حملات احتمالا برخی وقت ها حملات میگرنی بوده اند و از آنجا که این مشکلات سالها پیش از ابتلای نیچه به سفلیس وجود داشتند احتمالا در ابتدا ریشه ی این حملات بیماری سفلیس نبوده است . نیچه خودش احتمال می داد که دردهای جسمی اش نتیجه ی ناآرامی روحی اش باشد .

منبع : فیلسوفان بدکردار نوشته ی نایجل راجرز و مل تامپسون ،صفحات ۱۱۳ و ۱۱۴

بر اساس گزارش دانشگاه باپتیست هنگ کنگ نشان میدهد که:گمانه زمانی ها درباره علت اصلی دیوانه شدن نیچه در ابهام است اما بسیاری این احتمال را میدهند که بینش فلسفی (الحادی و نیهیلیستی) او باعث  دیوانه شدن او شده است .

http://staffweb.hkbu.edu.hk/ppp/top/top19

روانشناس بزرگ آندره سالومه ، که مدتی هم با نیچه در ارتباط بود میگوید که علت اصلی دیوانه شدن نیچه نگرش فلسفی بیخدایی او بود که در وضعیت فیزیکی  او منعکس شد و دیوانه شد!!
https://www.amazon.com/Nietzsche-Lou-Salome/dp/0252070356

علاوه بر این تاریخ دان معروف رنه ژیر هم بر این باور بود که فسلفه پوچ و الحادی نیچه باعث دیوانه شدن وی شده بود .

books.google.co.uk/books

ممنون از توجه شما دوستان،نقدهای بسیار دیگری نیز بر نیچه وارد است ،اما سخن را خلاصه می کنیم و در اینجا این سلسله را به پایان می رسانیم .

تبليغات
کانال تلگرام ما :