گروه تحقیقاتی امام صادق علیه السلام
۲۱:۲۷:۱۲ - پنج شنبه ۱۶ دی ۱۳۹۵
داغ کن - کلوب دات کام Balatarin اشتراک گذاری در فیس بوک تویت کردن این مطلب
غیر علمی بودن فرگشت در فلسفه علم
 غیر علمی بودن فرگشت در فلسفه علم « کارل پوپر » فیلسوف شهیر : قرن بیستم معیاری برای تمییز علم از غیر علم ارائه داد که با اعمال این معیار می توان علم را از  شبه علم تشخیص داد ، برای اینکه نظریه ایی علمی محسوب شود با بتوان صدق و کذب آن را آزمود […]

 غیر علمی بودن فرگشت در فلسفه علم

« کارل پوپر » فیلسوف شهیر :

قرن بیستم معیاری برای تمییز علم از غیر علم ارائه داد که با اعمال این معیار می توان علم را از  شبه علم تشخیص داد ، برای اینکه نظریه ایی علمی محسوب شود با بتوان صدق و کذب آن را آزمود و آن را در معرض آزمایش و ابطال قرار داد.
به نظر « پوپر » هدف علم رسیدن به نظریه ها و جملات ” درست “درباره جهان است.
از دید پوپر ما نظریاتی را مقایسه می کنیم که” تبرئه” شده باشند .
از نگاه پوپر تمامی تلاش دانشمندان باید در جهت طراحی آزمایشهایی باشند که نتیجه آنها به ابطال نظریه مورد آزمون
منجر می شود.

مورد کسوف سال ۱۹۱۹ وضعیتی را فراهم کرد که نظریه نسبیت عام  انیشتن می توانست،
مورد چالش قرار گیرد اما مشاهدات « ادینگتون » نظریه نسبیت عام را؛ ( که طبق آن نور در  میدان های گرانشی تغییر مسیر می دهد)
تاییدنکرد بلکه حکمِ تبرئه آن را صادر کرد.

هر گاه نظریه ایی در مَعرض آزمایش جدی قرار گیرد و ابطال نشود آن نظریه تبرئه شده است.

تبرئه نظریه به معنای درستی آن نیست ؛بلکه بدین معناست که بطلان نظریه در دادگاهِ آزمونها جدی تر آماده کرد,هر چه نظریه ایی آزمونهای بیشتری را با موقیت پشت بگذارد ,درجه برائت آن بیشتر می شود.

ابطال پذيری يعني  بايد بتوان گفت كه نظریه در چه شرایطي ابطال مي شود مثلا نظريه گرانشِ نيوتن مي گويد كه اگر ماده اي پيدا شود كه جذب مواد ديگر نشود و عدم جذب آن نيز ناشي از يك نيروي مزاحم نباشد ، درآن صورت قانون جاذبه عمومي ازعموميت مي افتد .

يا نسبيت خاصّ انيشتين مدعي است كه اگر ذره اي مادي يافت شود كه بالاتر از سرعت نور حركت كند در آن صورت نسبيّت خاص باطل مي شود يعني از خصوصيّات نظريه ي علمي يكي هم اين است كه بتواند موارد نقض خود را بيان كند.

اما نظريه تڪا مــل انواع با هر فرضي سازگار است(۱) ، و نمی گوید که در چه شرایطی ابطال می شود . مثلا زرّافه الآن گردن دراز است. نظريه تكامل مدّعي است كه شرايط ويژه اي باعث گردن دراز شدن زرّافه شده است اگر گردن زرافه كوتاه بود باز نظريه تكامل مي گفت كه شرايط ويژه اي باعث كوتاهي گردن آن شده است ؛ لذا اين نظريه نمي گويد كه چرا موجودات چنين هستند كه مي بينيم بلكه مي گويد چون موجودات چنين هستند پس در گذشته چنان بوده اند آن هم با حدس و گمان نه بر اساس مشاهده ی واقعي و تجربه.

کارل پوپر از فلاسفه علم و مبدع ابطال پذیری در تمیز دادن علم از شبه علم می گوید:
داروینیسم یک نظریه آزمون پذیر نیست اما یک برنامه تحقیقاتی متافیزیکی می تواند باشد و شامل مجموعه ای از قوانین و اصول روش شناختی که پژوهش های زیست شناختی را هدایت می کند اما با هیچ شواهد خاصی یا بهتر است بگوییم شواهد زیست شناختی خاصی موجه نشده است(۲) .
پوپر در آثار نخست خود، به ويژه كتاب فقر تاريخيگرى از نظريه داروين به عنوان نمونه‏اى از شبه‏علم كه فاقد معيار ابطال‏پذيرى است ياد مى‏كند و به شدّت آن را مى‏كوبد. نقدهاى اصلى او بر داروينيسم را مى‏توان در موارد زير خلاصه كرد:

اول) پوپر ابطال‏پذيرى را معيار علميت نظريه‏ها مى‏داند. بر اساس اين معيار، نظريه‏اى علمى است كه رويدادهاى خاصّى را منع كند؛ به گونه‏اى كه اگر چنين رويدادهايى تحقّق يابند، آن نظريه باطل شود.
امّا داروينيسم هيچ رويدادى را در مورد گونه خاصّى منع نمى‏كند و چه انسان در آينده منقرض شود و چه باقى بماند، فرضيه داروين باطل نمى‏شود. از نظر پوپر، اين مطلب نشان مى‏دهد: داروينيسم محتواى تجربى ندارد و صرفا بيانگر آن است كه اگر گونه خاصّى باقى بماند، پس صلاحيت بقا داشته و اگر منقرض شود، فاقد چنين صلاحيتى بوده است.

دوم ) داروين جداى از باقى ماندن، معيارى براى تشخيص اصلح ارائه نمیكند. در اين صورت، داروينيسم نوعى اين‏همان‏گويى خواهد بود كه بر اساس آن، بقاى ‏اصلح‏ يعنى‏ بقاى ‏آنچه ‏باقى است.

سوم ) بخش زيادى از پژوهش‏هاى داروين و طرفداران او به طبقه‏بندى موجودات و بيان سلسله مراتب نسل‏هاى گذشته اختصاص دارد. اين پژوهش‏ها، گرچه ماهيتى تجربى دارند، امّا صرفا توصيفى از گذشته طبيعت به شمار مى‏روند و نمى‏توان آنها را قانون ناميد يا ماهيتى نظرى براى آنها قائل شد. پوپر در اين مورد مى‏نويسد: «آنچه ما فرضيه تكاملى مى‏ناميم توضيحى است درباره مشتى مشاهدات زيست‏شناختى… اين فرضيه يك قانون كلّى نيست.

او به شجره ‏نامه خود انسان‏ها مثال مى‏زند و استدلال مى‏كند كه همان‏گونه كه شجره ‏نامه داروين كه متضمّن بيان نام و خصوصيت اجداد اوست بخشى از قوانين علم نيست، شجره ‏نامه حيوانات و گياهان نيز بخشى از تاريخ طبيعت به شمار مى‏رود و به خودى خود متضمّن يك نظريه يا قانون كلّى نيست. (۳)

به همين دليل، اگر سياره ديگرى شبيه زمين  وجود داشته باشد، امكان دارد شجره‏نامه جانورى و گياهى متفاوتى داشته باشد. ?بنابراين، با اينكه داروين را «نيوتن علوم زيست ‏شناسى» ناميده ‏اند، امّا پوپر با صراحت
مى‏نويسد: مقايسه داروين و نيوتن خطاست و چيزى به نام «قوانين داروينى براى تكامل وجود ندارد.(۴)

پانوشت و منابعی برای مطالعه بیشتر :

۱- آشنایی با فلسفه علم,حسین شیخ رضایی,ص۱۰۰
۲-.Unended Quest (Revised ed.), La Salle p. 168 Popper
[Asimov and Gish, p. 82]
۳- كارل پوپر، فقر تاريخيگرى، ترجمه احمد آرام، ص ۱۱۵
۴- كارل پوپر، شناخت عينى: برداشتى تكاملى، ص ۲۹۶
Popper, Conjectures and Refutations. London: Routledge and Kegan Paul, p. 340;

http://creationwiki.org/Evolution_can’t_be_falsified_(Talk.Origins

philosophy of biology: a contemporary introduvtion,2008,rosenberg

تبليغات
کانال تلگرام ما :